حسرت بزرگی ها سعی نا رسایی هاستاینچنین سر و سودا مشق ژاژ خایی هاست
در تلاطم ظلمت عرض خودنمایی هاست
لاف ما و من یکسر دعوی خداییهاست
خاک گرد و بر لب مال این چه بیحیاییهاست
++
عز خلق منعم را مبتلای محنت کرد
فارغ از تکاپوهاهمنشین زحمت کرد
مزرع طراوت را شعله زار کلفت کرد
اوج جاه خلقی را بیدماغ راحت کرد
بیشتر سر این بام جای بدهواییهاست
++
نیست دانش وتقوی در سرشت این نادان
زیر گنبد دستار یاوه بافد و هذیان
سبحه دانهٔ تلبیس جبه خدعه و دستان
ریش دفتر تزویر خرقه محضر بهتان
دین شیخ اگر این است فسق پارساییهاست
++
هرچه آید از گردون با شکیب و راحت باش
در بلندی و پستی پاسدار همت باش
با همه به هر حالت با وقار و الفت باش
سعی خلوت دل کن شاه ملک عزت باش
در برون در خفتن ذلت گداییهاست
++
رفته زین چمن یاران شیخ و کودک و شابی
محو گشته از ذهنت لحظه های نایابی
بسته یی دل و دینت در قماش اسبابی
خاک این بیابان را گریهات نزد آبی
ورنه هر قدم اینجا بوی آشناییهاست
+++
مردم گدا دایم در مضیق حالاتند
روز و شب گرفتار درد و رنج اوقاتند
غافل از تکاپوها بهر رفع حاجاتند
بی بضاعتان بیدل ناگزیر آفاتند
رنج خار و خس بردن از برهنهپاییهاست
عزیزی غزنوی
۱۶ جولای ۲۰۲۶ تورنتو/کانادا
مخمس بر غزل بیدل
Typography
- Smaller Small Medium Big Bigger
- Default Helvetica Segoe Georgia Times
- Reading Mode